**** ولاتجسسو **** عزیز من : ای ترکیب به هم آمیخته ی وامق و عذرا !! ای مقدمه ی بی پایان به نام او !! ای فهرست زیباترین واژگان الهی !! ای منزوی ترین و دورترین خانقاه شاهدانه !! من اکنون آئینه وار در
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
میدانی عطش بعد از باران چیست؟ میدانی بارش بارانهای سیاه روغنی چیست؟ من دقیقاً در میان مهرههای مار و پیچهای گردنهی راهزنان دشتهای پوشیده از کاکتوس کمر همت خود را با واشرهای تیتانیوم بستم تا به
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی
بدشانس درخیابان راه میرفت، حرف میزد با خودش حرفهایش درب وداغون مینمود، همچون خودش یک مشت حرفِ بی ربط ، مشتی حرکات ، بازارِمکاره ای درست میکرد در ذهن ... تماماً ازخودش ظاهرش کثیف بود وباطنش پُر ازخ
برچسب:
نویسنده: کامیار محمدی